تبلیغات
مرکز آموزش مشکلات یادگیری شهرستان الشتر
مرکز آموزش مشکلات یادگیری شهرستان الشتر
شنبه 11 آبان 1392 :: نویسنده : تیمور چراغی
بسمه تعالی
لیست جدید کارکنان مرکز
1- تیمور چراغی مدیر
2- حمید آذرنیا آموزگار
3-مهناز کاویانی پور آموزگار
4- افسانه حاتمی آموزگار
5- عارفه قیاسی آموزگار
6- سعید حسنوند خدمتگزار




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

انواع اختلالات یادگیری

کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ممکن است در یکی یا چند مورد از زمینه‌های زیر دچار مشکل باشند:اختلال در زبان گفتاری ، اختلال در زبان نوشتاری ، اختلال خواندن و اختلال در حساب. به عبارتی ممکن است کودکی در همه زمینه‌های فوق به جز یک زمینه عملکرد خوب و مناسبی داشته باشد، ولی در یک زمینه دچار مشکل شود و به این ترتیب همپوشیهای مختلفی در زمینه‌های یاد شده ممکن است اتفاق بیافتد.

درمان اختلالات یادگیری

هر چند اختلالات یادگیری اصولا مساله‌ای آموزشی است، اما از چندین جنبه مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. بسیاری تلاشها در این زمینه آشکار از فرضیه نقص جزئی در مغز سود می‌جویند و بدین ترتیب می‌کوشند تا با ارزیابی مسائل فرض شده مربوط به این نقص زیستی مشکل را برطرف کنند. از جمله شیوه‌های درمانی رایج بر این اساس می‌توان به درمان رایج بر نگرشهای "ادراکی" - "حرکتی" اشاره کرد.

در این شیوه تلاش می‌شود تا موقعیتهایی برای کودک فراهم شود تا بتواند اطلاعاتی را از محیط دریافت دارد، به یکدیگر ارتباط دهد و آنها را دریابد. استفاده از روروک ، بازیهایی برای آموزش حرکت ، تمرینات روی تخته سیاه برای رشد هماهنگی حرکت و ادراک دیداری ، حل معما در این شیوه کاربرد دارد.

از روشهای درمانی دیگر می‌توان به روش "دیداری" - "حرکتی فراستیگ" و شیوه‌های رفتاری اشاره کرد. برخی از متخصصان حرفه پزشکی نیز معتقدند باید به این دسته کودکان دست کم به طور آزمایشی دارو تجویز کرد. با این حال درباره تاثیرات دارو درمانی روی دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری مطالعات انجام شده بسیار اندک است. "مگا ویتامین درمانی" اولین بار توسط کوت برای درمان این اختلالات پیشنهاد شد که به استفاده از ویتامینها تا حداکثر یک هزار برابر میزان مورد نیاز بدن گفته می‌شود.

از سوی دیگر در نظر گرفتن امکانات آموزشی ویژه برای کودکان مورد توجه قرار گفته است مثلا استفاده از اتاق مرجع یا کلاسهای ویژه. با این حال مساله جای دهی مبتلایان به اختلالات یادگیری در کلاسهای مختلف هنوز مورد بحث بسیاری از متخصصان آموزش و پرورش است.

بسیاری از دانش آموزان عادی مشغول به تحصیل در دوره ی  ابتدایی وجود دارند که در یک یا چند درس (نوشتن ، ریاضی وخواندن ) مشکل یا ضعفی دارند که دچار اختلال یادگیری در یکی از این درسها    می باشند، با تکنیک های لازم و تخصصی آن ها را شناسایی کرده واختلال آن ها را تشخیص و ارزیابی  نموده  و  بعد درمان آن اختلال شروع می شود .

    یکی ازاختلال هایی که در کودکان بیشتر مشاهده شده است، اختلال دیکته می باشد که در مقاطع مختلف تحصیلی بخصو ص در ابتدایی قابل مشاهده و زیاد است .

     معلمین محترم مقاطع ابتدایی برای دانش آموزانی که در دیکته نمره ی کمتر می گیرند، برخوردهای متفاوتی که معمولاً منجر به افت تحصیلی ،  کاهش اعتماد  به نفس و ترساندن  کودک  از  درس املا  می شود  را  انجام و تکرار    می کنند. مواردی از این برخوردها وعکس العمل ها که در کتاب درمان دیکته ی دکتر تبریزی هم به آن اشاره شده است  عبارتند از :

    1- سرزنش وتحقیر کودک در حضورهم کلاسی هایش .

    2-نصیحت کردن بیش ازحدکودک.

    3-تکالیف زیادی به دانش آموزان.

    4-از روی غلط ها چند بار بنویس.

    5-باغلط ها جمله بساز.

    6-وبسیاری روش های نادرست دیگر.....

برخی معلمان محترم درپایان دیکته، نمره هایی به دانش آموزان می دهندکه کودک از شکل آن نمرات وحشت کرده وکابوسی بر کودک حاکم می شود. مثلاً نمره صفریا یک رابه دانش آموزمی دهند درحالی که ازدیکته ی 100کلمه ای اوفقط 20کلمه رااشتباه نوشته است و80کلمه راصحیح نوشته است پس نمره ی دانش آموزباتوجه به تحلیل فوق 16می شود.یادرپایان دیکته می نویسندغیرقابل تصحیح در حالی که کودک حداقل 20کلمه رادرست نوشته است. ومواردی ازاین قبیل ....

حال آیا شما فکرمی کنیدبااین عبارت هاوکارهای مختلف، مشکل دانش آموز حل می شود؟

آیا دانش آموزتلاش نمی کند ؟وبسیاری سوالات دیگر.

شاید مشکل این دانش آموز مربوط به ناحیه ای دیگرمی باشد ونمی تواند کاری انجام بدهد، تا نمره ی خوبی بگیرد . 

مدیران واولیایی که ازوجودمراکزآموزشی وتوان بخشی اختلالات  ویژه ی یادگیری درشهرستان  خود  اطلاع   دارند  می تواننداین گونه دانش آموزان را به مرکزمعرفی کرده تامربی متخصص دراین زمینه باآزمونها وتست هایی که انجام می دهد ، بتواند مشکل دانش آموزراتشخیص بدهد وبه درمان آن بپردازد.

درمراکز اختلالات یادگیری، مربی متخصص باگرفتن آزمون هوشی وکسلر ، مصاحبه های بالینی وآزمون های تشخیصی دیگر،تشخیص می دهدکه دانش آموزچه اختلالی دارد، راه حل ودرمان آن ارائه می دهد.

باتشخیص وارزیابی درست مربی ، دانش آموزان عادی دچاراختلال دردیکته غالباًمشخص می شوند.  گرداورنده:افسانه حاتمی 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

برای درمان اختلال یادگیری ریاضی چه باید کرد؟

متاسفانه جواب کوتاه ،خلاصه وفراگیری برای این سوال وجود ندارد زیرا نه تمام دانش آموزان کاملا مشابه یکدیگرند ونه مشکلات آنها لزوما همسان است. بدیهی است باید برای درمان اختلال یادگیری ریاضی اقدماتی انجام داد که ما اینجا بعنوان گام از آنها نام می ریم .

اولین گام : باید از طبیعی بودن دانش آموزان مطمئن شویم (کودک فاقد عقب ماندگی ذهنی وضایعه مغزی بوده وبه لحاظ روانی عادی باشد.

دومین گام : اگر کودک ضایعه مغزی ندارد وبه لحاظ هوشی وروانی نیز طبیعی است ،پس چه دلایلی وجود دارد که در درس ریاضی با همسالان خود متفاوت باشد؟

همه ما از زمان تولد تا دوره دبستان ودبیرستان گسترده انبوهی از تجارب داریم این تجارب باعث می شوند که تمام اعمال بدنی وذهنی که برای رشد مغز وذهن مفاهیم بنیادی ریاضی را برای ما قابل فهم می کند .

تجاربی این چنین باید در دوران های مختلف رشد وبا ترتیب معینی صورت پذیرد موفقیت در تشکیل مفاهیم در هر دوره برای موفقیت در ادراک مفاهیم دوره بعدی ضرورت دارد وباید پلکان نردبان رشد راطی کرد.

سومین گام برنامه باز پروری : این کار با تنظیم پرسشنامه ها صورت می پذیردکه با جواب بلی یا خیر توسط مربی ارزیابی می شود.

در اینجا پاسخی که با خیر مشخص میشود از مواردی است که مربی باید برای باز پروری آن اقدام نماید.

چهارمین گام : برنامه آموزشی بر اساس موارد ناتوانی کودک طرح کنیم

درمان ناتوانی ها با استفاده از بازی :

بازی برای کودک یک نیاز اجتناب نا پذیر است . می توان گفت بازی برای کودک همان اهمیت را دارد که آب برای ماهی واکسیژن برای تمامی موحودات زنده .

به عقیده پستالوزی « بازی یک تمرین تکاملی وظایف ومهارت های دوران بلوغ است»

نظریه های مربوط به بازی براساس باورمیشل ومیس عبارتنداز:

1-   نظریه های مربوط به انرژی اضافی

2-   نظریه های مربوط به تنش زدائی وایجاد آرامش

3-   نظریه های مربوط به اعمال پیش تمرینی

4-   نظریه های مربوط به تجدید تکامل

 

 گرداورنده:افسانه حاتمی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

ضعف حساسیت شنیداری اشتباه دانش آموز مربوط به صداهایی می باشد که تقریباً هم وزن می باشند مانند (گ،ق)(ن،د)(ت،د) (ب،م)(ج،ژ)(ف،و)(م،ن)و...در اینجا چند راهبرد جهت تقویت حساسیت وتمیز شنیداری این گونه دانش آموزان ارائه می دهیم 

1-صدای دور و نزدیک را تشخیص بدهد با چشم بسته

2-تشخیص صداهای( بلند و آهسته )( زیر بم )از هم و تعقیب صدا با چشمان بسته

3-کشف صداهای ظریف مثل تیک تاک ساعت

4- نقش و زمینه شنوایی یعنی همزمان با پخش موسیقی به یک محرک شنوایی گوش بدهد

5-باز شناسی سمعی (ما نام شئی را می گوییم کودک تصویر را پیدا کرده نشان می دهد )

6-پیدا کردن کلمات هم آغاز  و هم پایان بعد از بیان کلمات توسط مربی مثل( سیب سگ  شیر)

8-پیوند شنودی :ساختن کلمه بعد از شنیدن حروف  آن

9-پیدا کردن تصویر توسط دانش آموز بعد از شنیدن داستان توسط معلم

10-تشخیص صدای اول یا آخر کلمه و بیان آن




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

امروزه به مدد كتابهای روانشناسی كودك، انواع بازی برای كودكان از بدو تولد وجود دارد كه با توجه به سن كودكان، این نوع بازی‌ها طبقه‌بندی می‌شود، این بازی‌ها حتی برای كودكان 3 ماهه متفاوت از 4 ماهه است.

با توجه به این مسئله درمی‌یابیم كه بازی چه نقش مهمی در زندگی كودكان ایفا می‌كند، به گونه‌ای كه می‌توان بازی را شكل دهنده شخصیت كودك دانست، اگر تحلیل دقیقی بر روی بازی كودكان در خردسالی داشته باشیم می‌توانیم تا حد زیادی شخصیت او را در بزرگسالی بیابیم. خشونت، كمرویی، عصبی بودن، ترس و وحشت و عدم اعتماد به نفس در بزرگسالان جزو مواردی هستند كه در بازی‌های كودكانه این افراد قابل كشف است و اگر در همان دوران به كمك كودكان برویم، در بزرگسالی با مشكلات كمتری روبه‌رو خواهند شد. از بازی كردن كودك خود جلوگیری نكنید. زیرا در بازی، كودك توانایی ارتباط جمعی با دنیای اطراف خود را پیدا كرده و قادر به حل مشكلات كوچك و بزرگ خود خواهد بود.

با توجه به زندگی ماشینی امروز و خانه‌هایی كه روز به روز كوچكتر می‌شوند، نیازمند یافتن بازی‌های مناسب در آپارتمان‌ها هستیم. هرچند هیچ كدام از این نوع بازیها جایگزین بازی در فضای باز نمی‌شود روانشناسان معتقدند اثرات بازی‌ها در فضای باز به مراتب بیشتر از بازی‌ها در فضای بسته است. متاسفانه امروزه بازی‌های كامپیوتری چنان دنیای كودكان را اشغال كرده كه از هر گونه بازی فكری و بدنی بازمانده‌اند و مانع ارتباط جمعی كودك می‌شوند. یكی از اثرات بد بازی‌های كامپیوتری چاقی مفرط كودكان است كه به علت نشستن مداوم در مقابل تلویزیون یا كامپیوتر به وجود می‌آید. بعضی از بازی‌های كامپیوتری كه جنبه فكری و سرعت عمل دارند در زمانهای محدود برای بچه‌ها مناسب هستند ولی استفاده بیش از حد از این بازی‌ها نه تنها كمكی به آنها نمی‌كند بلكه تا حدی باعث عصبی و كم حوصله شدن كودكان نیز می‌شود، به همین دلیل استفاده از این باز ی‌ها باید كنترل شده و در زمانهای خاصی باشد.

بازی كردن كودكان به رشد اجتماعی و عاطفی آنها كمك می‌كند. كودك با دنیا واقعی، زیبایی و زشتی‌های آن آشنا می‌شود و كم‌كم می آموزد كه با همیاری و مشاركت كارهایش را پیش ببرد. كودك با بازی كردن، می‌آموزد كه مسئولیت‌پذیر باشد و راه‌هایی برای بروز بیان اعتقادات و احساسات خود می‌یابد.

دكتر رابرت وایت می‌گوید: «بازی برای همه افراد كاری شادی آفرین است ولی برای كودكان علاوه بر شادی بخش بودن عملی جدی محسوب می‌شود.»

بنابراین بازی كردن كودكان را به هیچ عنوان نمی‌توان وقت تلف كردن دانست، زیرا بخش مهمی از آینده كودك با بازی كردن شكل می‌گیرد و استعدادهای نهفته و پنهان او، فرصت شكوفایی می‌یابند. كودك با رعایت مقررات، رقابت، پیروزی و شكست، مبارزه با ترس و خجالت، مسئولیت‌پذیری و شكست، مبارزه با ترس و خجالت، مسئولیت‌پذیری و مشاركت آشنا می‌شود و بدین طریق موجب «برون‌گری» كودك و تقویت حواس و افزایش توانمندی‌های او می‌گردد.

نكته مهم در بازی كردن، توجه به روحیات كودكان است و بازی‌ها باید متناسب با این روحیات انتخاب شود. به طور مثال كودكی بیش فعال و پرانرژی است، این كودك حداقل به یك یا دو بازی پرتحرك در روز احتیاج دارد، در غیر این صورت، انرژی كودك انباشته شده و موجب بروز مشكلات رفتاری در او می‌شود. بنابراین در انتخاب بازی باید به میزان سلامتی، بهره هوشی، جنسیت، خلاقیت، شرایط روحی و فرهنگ خانواده توجه كرد.

والدین باید برای بازی‌های روزانه كودك خود برنامه‌ریزی داشته و به بازی آنان جهت دهند. مثلاً قرار دادن حداقل یك بازی آموزشی در روز برای كودك الزامی است. كودكی كه از سه سالگی تحت تعالیم پدر و مادر خود به بازی كردن درست و هدفمند بپردازد در هفت سالگی از لحاظ ذهنی، درسی، برخورد اجتماعی و گروهی از سایر همكلاسی‌های خود بالاتر بوده و این بازی‌ها به او كمك خواهد كرد تا از نظر درس بخصوص در یادگیری زبان دوم و ریاضیات عملكرد مناسبی داشته باشد.

با بازی كردن می‌توانیم چنان به كودك خود نزدیك شویم كه او ما را مثل دوست خود بداند. والدینی كه در كودكی فرزندشان، زمان‌هایی را به بازی با آنها اختصاص داده‌اند، مشكلات كمتری در سنین نوجوانی با آنها داشته‌اند، زیرا در نهان كودك، اعتماد به پدر و مادر شكل گرفته و در سن نوجوانی هم قادر به برقراری ارتباط با والدین خود هستند.

از بازی‌های مهم و اساسی كودكان، بازی‌های تخیلی است كه به رشد و خلاقیت كودك كمك بسیاری می‌كند، این گونه كودكان خلاق در بزرگسالی می‌آموزند كه در مواجه با مشكلات سوار برابر خیال شده و راه‌حلهای فوق‌العاده‌ای بیابند. كودكانی كه در كنار این بازی‌های خلاق، بازی‌های آموزشی نیز دریافت كرده‌اند راه‌حل‌های واقعی‌تری می‌یابند، در نتیجه خلاقیت و عملكرد صحیح، از كودكی در عمق وجود آنها جا می‌گیرد. كودكانی كه خلاقیت قوی دارند، اغلب كسانی هستند كه قادر به سرودن شعر، نواختن ساز یا نقاشی كشیدن هستند و این افراد در بزرگسالی نیز به به یك موسیقیدان، نقاش، خطاط، كارگردان یا نویسنده خوب تبدیل می‌شوند.

یكی دیگر از بازی‌هایی كه به شكل‌گیری شخصیت كودك كمك می‌كند، بازی‌های تقلیدی است. كودك در این بازی‌ها می‌آموزد كه نقش فرد دیگری را بازی كند(مثلاً نقش پدر و مادر، معلم، خاله و...) ایفای این نقش‌ها در مرحله اول، دقت و نكته سنجی كودك را برای بهتر بازی كردن بالا می‌برد و در مرحله بعد به او یاد می‌دهد كه خود را به جای دیگران گذاشته و شرایط آنها را درك كند.

در بازی كردن سن كودك خود را فراموش نكنیم، او قرار نیست كه هر چیز را به طور كامل و صحیح انجام دهد. پس از محدود كردن او در بازی‌ها بپرهیزید، همچنین از خط دادن بیش از حد، به گونه‌ای كه كنترل بازی در دست شما قرار بگیرد خودداری كنید.

اسباب‌بازی‌های گران، خلاقیت كودك را افزایش نمی‌دهد! كودك هرگز به قیمت یك اسباب‌بازی نگاه نمی‌كند، حتی ممكن است جذابیت بازی كردن با یك تكه چوب برای او بسیار بیشتر از اسباب‌بازی گران قیمت و ارزشمندی باشد كه شما خریده‌اید. در خرید، پیش از هر كاری به ایمنی اسباب‌بازی و سپس عملكرد آن دقت كنید. اما در نظر داشته باشید كه مهم‌تر از هر چیز برای كودك، بازی كردن با بزرگترهاست. در آن حالت هر اسباب‌بازی ای برای آنها جذاب خواهد بود، حتی اگر این اسباب‌بازی یك ماهیتابه باشد! مهم این است كه فضای بازی كودك دلپسند و شاد باشد.

اهمیت و ضرورت بازی برای كودكان
مهم ترین مشغولیت كودك در زندگی بازی است. كودك در جریان بازی و در یك زمان پرورش فكری، عاطفی جسمی و اجتماعی می یابد و آنچه او از طریق بازی بدست می آورد به طور مثبت كسب می كند زیرا اساس آن تجربه است این تجربه ای است كه از طریق عضلات و حواس خود كودك، به دست آمده است. بازی بكی از مهمترین موضوعات تربیتی است كه بسیار مورد توجه روان شناسان و علمای تعلیم و تربیت قرار گرفته است با آنكه از زمان (میشل متنی) فیلسوف و مربی بزرگ فرانسه در دوره رنسانس مورد توجه خاص قرار گرفته است ولی در هیچ عصری باندازه زمان ما بازی مورد مورد مطالعه و تحقیق دقیق روان شناسان واقع نشده است. تحیقات جدید نشان داده است كه بازی تاثیر بسیاری در رشد بدنی و ذهنی كودكان دارد. بدن تنها وسیله ای است كه كودك بوسیله آن می تواند جهان خارج را توسط حواس مختلف درك كند.

بازی وسیله طبیعی كودك برای بیان و اظهار «خود» است. (آلفرد آدلر) روان شناس معروف می گوید كه «هرگز نباید به بازیها به عنوان روشی برای وقت كشی نگاه كرد».كاینست اظهار می دارد كه بازی كردن برای كودك مساوی است با صحبت كردن برای یك بزرگسال. بازی و اسباب بازی، كلمات كودكان هستند». اریكسون می گوید:« بازی عملكرد خود است. كوششی جهت هماهنگ كردن فرآیندهای جسمی و اجتماعی با خویشتن.»

بازی، روش طبیعی شركت كودكان در فعالیتهایی است كه سرانجام سبب كسب مهارت و ورزیدگی برای مقابله با مشكلات زندگی می شود كودكان از طریق بازی احساسات، ناكامیها و اضطرابهای خود را بیان می دارد. همه كودكان فارغ از رنگ پوست و مو یا تعلق به نژاد و قوم خاص در هر كجای دنیا كه باشند بازی  می كنند فعالیت بازی در واقع تلاش كودك برای كنار آمدن با محیط است كه از این طریق او خود را می یابد و دنیا را درك می كند.

پیاژه به این نكته اشاره می كند:«بازی اساسا یكی ساختن واقعیت با خود است اگر بتوانیم بازی كودك را درك كنیم مسلما قادر خواهیم بود كه افكار و عواطف آنها را بشناسیم. بازی وسیله خوبی برای درمانگر است برای درك بیشتر دنیای كودك»

به خاطر اهمیت بازی در زندگی انسانها به ویژه كودكان روانشناسان از دیرباز آن را مورد توجه قرار داده اند ولی به سبب ماهیت پیچیده ای كه دارد هنوز كاملا شناخته نشده است و در مورد تعریف آن بین روان شناسان اختلاف نظر وجود دارد لذا هر یك از آنان بازی را از جنبه های مختلف آن مورد توجه قرار داده و ملاكهای متفاوتی را برای تعریف بازی به كار برده اند.
درمورد اهمیت بازی به طور خلاصه می توان گفت كه از راه بازی می توان ضوابط و مقرراتی به كودك آموخت و ناسازگاریهای  اور ا می توان اصلاح كرد. نابسامانی های او را سرو سامان داده و به راه عقل و اندیشه و پذیرش انظباط انداخت.

تعریف بازی:
همه محققان علوم تربیتی بر این عقیده هستند كه تعریف قطعی و دقیقی برای بازی وجود ندارد. شاید یكی از دلایل آن این باشد كه همیشه بازی با كار آمیخته است و آنچه را ما كار می دانیم احتمالا با طرز تلقی دیگر بازی نامیده می شود و بر عكس دانشمندان مسال تربیتی ملاكهای متفاوتی را برای تعریف بازی ارائه كرده اند یكی از ملاكها این است كه بازی را فعالیتی، بی هدف بدانید یعنی فعالیتی كه هیج نوع نفعی برای فرد ندارد و هدف آن در خود آن است به دنبال این نظر «كارل گروس» دانشمندی كه در زمینه روانشناسی كودك در مورد بازی بررسی های جالبی دارد و برای اولین بار به جنبه كنش بازی در بین سایر فعالیتها توجه كرده، معتقد است كه بازی یك نوع كنش تمرینی مقدماتی و كمك كننده برای فعالیتهایی كه فرد در آینده می خواهد انجام دهد.

«كارل بوملر» اصل لذت را به عنوان ملاك تعریف بازی قبول می كند.. اصل لذت را در برابر اصل واقعیت قرار می دهد بدین معنی كه كودك در ابتدای مسیر تحول خود از اصل لذت پیروی می كندو بعدها از اصل واقعیت تبیعیت می كند بدون آنكه اصل لذت كاملا از بین برود. پیاژه روان شناس سوئیسی بازی را تحت عنوان یكی ساختن واقعیت با خود تعریف میكند و برای شناخت بازی آن را با كار مقایسه كرده و برای تمیز این دو نوع فعالیت انسانی 5 ضابطه بر شمرده است:
1- بازی فعالیتی است كه هدفش در خود آن نهفته است در حالی كه هدف كار در خارج آن قرار دارد.
2- بازی فعالیتی است كه انجام آن موجب خشنودی و خوشحالی بازی كننده می گردد در حالی كه كار ضرورتا خوشایند نیست.
3- بازی فعالیتی است كه فرد آن را اختیار می كند در حالی كه كار خاصیتی اجباری و الزامی دارد.
4- بازی از قید سازمان آزاد و رهاست در حال یكه كار معمولا با سازماندهی همراه است.
5- بازی از كشمكش و پرخاش دور است حال آنكه ماهیت كار گرایش آشكاری به سوی كشمكش و پرخاش است.

البته شاید در موردبازیهای آموزشی و انفرادی كودكان، بتوان پنج معیار ذكر شده پیاژه را صادق دانست ولی در پاره ای از بازیها مانند بازیهای تقلیدی و نمایشی ، نگرانیها و اضطرابهای كودكان به روشنی قابل مشاهده است.

اگر ورزش را با پنج معیار بسنجیم به این حقیقت می رسیم كه انواع ورزشها دارای خصوصیات و صفات مشتركی هستند. اكثر ورزشها نوعی سازمان را ایجاب می كنند و اطفال در ورزش مجبورند از قواعد و مقررات خاصی پیروی نمایند و نمی توان آن را جز بازی به معنی وسیع كلمه شامل انواع ورزشها، مشغولیتها، اسپرتها و تفریحات است و به معنی دقیق شامل فعالیتهایی است كه عاری از هدف خارجی بوده. اختیاری، دلپذیر و فاقد سازمان می باشد. بنابراین می توان گفت "گرگم بهوا  ،  قایم موشك و عروسك بازی، ساختمان سازی و ... بازی به معنی واقعی است.

وحید رواندوست استادیار سابق دانشگاه شهید بهشتی در تعریف بازی می گوید: «بازی عبارت از هر نوعی فعالیتی است كه برای تفریح و خوشی و بدون توجه به نتیجه نهایی صورت می گیرد. انسان به طور داوطلبانه وارد این فعالیت می شود و هیچ نیروی خارجی یا اجباری در آن دخیل نیست».
با توجه به تعاریف و نظرات گوناگون در مورد بازی، تعریف بازی اینطور در ذهن من شكل گرفت كه:«بازی به مجموعه فعالیتهای ذهنی و عملی گفته می شود كه كودك برای ارتباط با دنیای خارج از روی میل و اختیار انجام میدهد.

نقش بازی در رشد شخصیت كودكان:
- رشد هوشی:
یكی از فرضیه های روان شناسی این است كه بازی رشد هوشی را تسریع می كند در تایید این فرضیه نتایح پژوهشها نشان می دهد كودكانی كه فاقد هر گونه اسباب بازی می باشند و یا امكانات اندكی برای بازی دارند، از لحاظ شناختی از همسالان خود عقب تر هستند. علاوه بر این فرزندان خانواده های كم در آمد نسبت به كودكان طببقه متوسط كمتر در بازیهایی كه بهش كل «نقش بازی كردن» انجام می شود شركت می كنند. بنابراین بعضی از روانشناسان معتقدند یكی از دلایلی كه كودكان طبقه كم در آمد پس از ورود به مدرسه با مشكلات یادگیرری روبرو می شوند این است كه كمتر بازی می كنند بازیهای آنان چندان پیچیده نیست و نسبت به بازیهای كودكان طبقه متوسط از تنوع كمتری برخوردار است. اگر بپذیریم كه بازی برای رشد هوشی اهمیت دارد در این صورت آشنا كردن كودكان با بازی یكی از عواملی است كه رشد شناختی را تسهیل می كند.

«فیلیپس لون استیامن» كه یكی از مبلغان مزایای بازی است برنامه هایی ترتیب داد تا كودكان خانواده های كم درآمد به اسباب بازی دسترسی پیدا كنند به مادران نیز آموخته شد كه چطور با فرزندانشان و اسباب بازی آنها بازی كنند در این برنامه اسباب بازی وسیله ایست برای تحریك كلامی و روابط محبت آمیز رشد شناختی را تسهیلل می كند شاید نتایج موفقیت آمیز این برنامه بیشتر ناشی از این جنبه باشد تا صرف وجود اسباب بازیها.

به طور كلی كودكان پیش دبستانی بیشتر از راه حواس و یا بهتر بگوییم توسط ارگانیسم (خود) یاد می گیرند تا از تفكر منطقی. هر چند حواس مبنای فیزیولوژیك دارند اما بازی بهترین مربی كودكان به شمار می رود. به علاوه بازی مهارتهای كودكان رادر نگاه كردن، انطباق چشم و دست، شناختن اشیا، درك فاصله ها- فهمیدن مفاهیم مربوط به خود، بوها و مزه ها و مانند آن راافزایش می دهد تمامی این فعالیتها می باید ضمن بازی به گونه ای غیر مستقیم آموخته شوند.

عملكرد كودكان از طریق اعمال روانی- حركتی برای رشد و تكامل ذهنی آنان امری حیاتی است كودك بكی گیرنده طبیعی جستجوگر و كاشف و یك پردازش كننده اطلاعات است. اما باید امكاناتی برایش فراهم شود تا بتواند به اعمال یادگیری بپردازد با اشیا تعامل كند و حواس خود را ورزش دهد تا بتواند بر اساس توانائیهای بالقوه و قابلیت خود برای سازمان دادن به تجاربش، دنیای خارج را در ذهن خود بسازد بنابر این هرچه كودك یادگیرنده فعالتر باشد بیشتر یاد می گیرد و هر اندازه بیشتر یاد بگیرد هوش او بیشتر رشد می كند و هر اندازه كه هوش او بیشتر رشد كند بیشتر یاد خواهد گرفت. بازی واسطه  یادگیری است. كودك در هنگام بازی، آزادانه آزمایش می كند و بر اساس نتایج آزمایش خود تجربه كسب می كند و از طریق بازی تجربیات خود را درونی می كند برای مثال كنجكاوی درباره آهنربا در پنج سالگی نگرش علمی را برای سالهای بعد می پروراند و یا به خوبی مطالعه جاذبه زمین- سیاره های در حال حركت و  مشابه آن است.

كودكان ازطریق بازی به 3 نوع یادگیری اساسسی دست می یابد:
1- یادیگری در باره خود به انظمام رشد خودپندار مثبت و احساس شایستگی.
2- یادگری درباره دیگران و جهان پیرامون و توانایی توسعه آگاهی خود نسبت به دیگران.
3- یادگیری حل مسائل:كودك نیاز دارد اظهار نظر كندو كاوش نماید برای مثال هر كودكی نیاز دارد كه از چگونگی كار آنها آگاهی می یابد و زمانی كه به كمك نیاز دارد می تواند از دیگران كمك بگیرد بنابراین می توان نتیجه گرفت كه دو عامل استعداد(فرصت و امكان یادگیری) و راهنمایی درست برای خوب یاد گرفتن ضرورت دارد در بازی كودك فرصت پیدا می كند تا نیروهای بالقوه خود را به نیروهای بالفعل تبدیل كندو تحت راهنماییهای مناسب بر یادگیری خود بیفزاید.
بازیهای ذهنی مثل شطرنج بازی، حل جدولها و یا مسائل ساده حساب كه باعث رشد هوش، استدلال و شخصیت اطفال می گردند. در بازیهای ذهنی كودك مجبور به فكر كردن، استدلال كردن و حل كردن مسائل هستند.

به طور كلی می توان گفت كه نخستین پیروزی بزرگ انسان در یادگیری، كسب مهارت در به كار بردن حواس می باشد و كودك در بازی از طریق لمس كردن، دست مالیدن، بكار انداختن حواس بخصوص بساوائی، چشایی و بویایی حواسش را رشد و توسعه می دهد.

كودك از طریق بازی در واقع می تواند خود را بشناسد كه نقاط ضعف و قوت او چیست؟ آیا فرمانده است یا فرمانبر؟ تابع است یا متبوع؟ آرام است یا شلوغ؟ حالت تهاجم دارد یاتسلیم؟ همچنین بسیاری از صفات و خصوصیات كودك مثل شجاعت یا ترس یا مهر و خشم و ابتكار از طریق بازی است كه كشف می شود.

- رشد اجتماعی
بازی در رشد اجتماعی كودكان تاثیر چشمگیری دارد. كودكان اغلب برای اولین بار از راه بازی گروهی به ارزش كوذكان دیگر كه بدون آنان بازی مقدور نیست پی می برند آنان یاد می گیرند كه چگونه از طریق بازی یكدیگر را قبول داشته باشند. درباره قوانین بازی توافق كنندو گروهی به بازی بپردازند. مفهوم همكاری، پیروزی بر گروه رقیب، شكست، همچشمی و برتری طلبی اغلب در بازیهای جمعی و گروهی به رشد لازم می رسد. از طرف دیگر كودك در ضمن بازی با رفتار بزرگسالان و نقشی كه خود او در آینده باید ایفا كند آشنا می شود و قدرت جسمانی-كلامی، ذهنی و استعداد خود در برقراری ارتباط با دیگران را گسترش می دهد.

از بعد رشد اجتماعی، تعامل در بازی با دیگر كودكان، كودكك را قادر می سازد تا تصورش را از خود و دیگران به صورت عام رشد دهد. كودكی كه بازی می كند نقش خود را به طور مرتب تغییر می دهد و مجبور می شود چشم انداز خود را نیز تغییر دهد. در بازیهای گروهی كه دراین مقررات و قواعد است بازیكن باید نقش دیگر بازیكنان را بداند- همانطور كه نقش خود را می داند- همچنین باید توانایی بر عهده گرفتن نقش دیگران را در خود رشد و توسعه دهد. كودك شروع به ارزیابی توانایهای خود در مقابل دیگرن می كند و هویت یا تصور از خود را بهبود می بخشد. بچه هایی كه بازی می كنند بیش از هویت خود یاد می گیرند. آنها از طریق بازی كردن نقشهای مختلف بزرگسالان، مقررات اجتماعی و معیارهایی را كه رفتار بازیگر را تنظیم می كند می آموزند.

در بازیهایی كه دارای مقررات و قواعدی هستند، بازیگر باید یاد بگیرد كه به قواعد بازی، حتی زمانی كه انگیزه های آنی او را به سوی یكی رفتار كاملا متفاوت سوق می دهد تسلیم شود.

گردآورنده: افسانه حاتمی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : عارفه قیاسی

علل و عوامل مشکلات یادگیری دانش آموزان

کلمه ناتوانیهای یادگیری برای اولین بار توسط ساموئل کرک ودر سال 1962 بکار برده شد.در آن زمان چنین کودکانی اغلب به عنوان آسیب دیده خفیف مغزی،کند آموز،،نارساخوان و...نامگذاری شده اند که هر یک از این اصطلاحات با محدودیتهایی همراه بود.

تاریخچه مشکلات یادگیری: در سال 1950 به بعد توجه روانشناسان وپزشکان به گروه خاصی از دانش آموزان معطوف شد که از نظر جسمی ومغزی دارای هیچ گونه عارضه مشخصی نبودند ولی در یادگیری مشکل داشتند.در اینجا به نظریه های مختلف در مورد یادگیری می پردازیم.

نظریه های مطرح شده در مورد مشکلات یادگیری:

1-نظریه غلبه طرفی مغز(یک نیمکره مغزی فعالتر است)

2-نظریه شناخت گرایان(کودکان سعی دارند از تواناییهای غیر کلامی خود برای انجام تکالیف درسی استفاده کنند).

3-نظریه روانکاوان:کودک دچار اختلال یادگیری در انجام تکالیف خود ناکام می ماند واحساس شکست می کند.

4-نظریه کوتاهی دامنه توجه(نقص توجه یا کم دقتی)

5-نظریه فرابری آگاهیها:انسان نمونه بردار آگاهیها ومحرکهای پیرامون خودش است ومرتباَ تجربه کسب می کند.

6-نظریه تاخیر در رشد:دانش آموز دچار اختلالات یادگیری کند تر از همسالان خود آگاهیها ومحرکهای محیطی را در زمینه خاص جذب می کنند.این کودکان ممکن است دارای مهارتهای وتواناییهای بهنجار باشند که احتمالاَ ناقص نیستند ولی رشد کافی نکرده اند.

7- نظریه ضایعات خفیف مغز

8-نظریه چند عاملی:این نظریه معتقد است که کودکان دچار اختلالات یادگیری می بایستی به گروههای مختلف تقسیم شوند ،تا نظریه های مختلف هر کدام ، یک گروه از این کودکان را شامل شود.

شیوع اختلالات یادگیری:میزان شیوع این اختلال در مدرسه در حدود 3تا 15 ( وطبق نظر عده ای دیگر از کارشناسان بین 4 تا 12)درصد می باشد.ناتوانی یادگیری در پسرها 4 تا 8 برابر بیشتر از دخترهاست.حدود 30% از کودکان بیش فعال دارای ناتوانی یادگیری هستند حال آنکه حدود 40% بچه های دارای ناتوانی یادگیری بیش فعال می باشند .

تعریف ناتوانی های یادگیری: ناتوانی های یادگیری به معنای وجود اختلال در یک یا چند فرایند روانشناختی پایه(دقت-ادراک-تشخیص-حافظه) بوده که به فهم یا استفاده از زبان نوشتاری ویا گفتاری مربوط می شود.ومی تواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن،فکر کردن،صحبت کردن،خواندن،نوشتن،هجی کردن ویا ریاضیات ظاهر می شود.

علل مشکلات یادگیری:

۱- عوامل آموزشی:

1- تدریس ناکافی و ناصحیح به کودکان.

2- عدم فراگیری معلم از مهارت های لازم جهت تدریس درسهای پایه در مدارس.

3- توقعات فوق العاده بالا یا فوق العاده پایین معلمان.

4- برنامه ریزی و طرح برنامه ی آموزشی ضعیف.

5- عدم فعالیتهای برانگیزنده(نداشتن انگیزه).

6- تدریس عملی ناصحیح.

7- عدم آموزش مهارت های اجتماعی ، یادگیری و حرکتی و جسمی وعدم پرداختن به یادگیری های زبان شفاهی

8- استفاده نادرست از روشها و مداد و برنامه درسی

۲-عوامل محیطی :

عوامل محیطی بسیاری وجود د دارد که می تواند به پیچیدگی ناتوانی های یادگیری بیفزاید و حتی شاید سبب ساز آن باشد .

- تغذیه بهداشت سلامتی:انگیزش ضعیف توجه ناکافی و ضعف در انجام کار بر اثر گرسنگی و وجود رنگ ها و مزه های مصنوعی در غذاها طبق نظر فاین گولد روی تحرک بیش از حد کودک موثر است .سرماخوردگی مزمن ، مشکلات تنفسی ، آلرژیها و … در ناتوانی یادگیری کودک موثر است .سقوط ، آسیب دیدگی مغزی ، ضربه وارد به سر و … در ناتوانی یادگیری موثر است .

- تحریک حسی:کودک در حال رشد نیازمند درون دادهای حسی است تا درباره محیط و خود و هر دو بیاموزد یعنی کودک به تجربه هایی نیاز دارد تا بیاموزد که چگونه بیاموزد .

- تحریک زبانی:زبان به واسطه ی نقشش در تفکر و یادگیری سایر مهارتها در محیط زندگی کودک جایگاه ویژه ای دارد و ممکن است ناتوانی کودک از نبود مدل های درست در اوایل رشد وی در زمینه گفتار و زبان ٬سرچشمه گرفته باشد .

- رشد اجتماعی و عاطفی:بسیاری از کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری مضطرب ، نامطمئن و بی اختیار و سرکش هستند که ممکن است این رفتارها با فقدان امنیت طبیعی ،کمبود محبت و عدم پذیرش در منزل و محیط مدرسه پیوند داشته باشد .

۳- عوامل روانی:امکان دارد کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری در عملکردهای روانی پایه چون ادراک ، حافظه و دقت٬اختلال داشته باشند .

۴- عوامل فیزیولوژیکی:بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده ناتوانی های یادگیری آسیب دیدگی مغزی ، شدید یا جزیی و صدمه وارده به دستگاه عصبی وسیستم اعصاب مرکزی است .

۵-عوامل ژنتیکی:شواهدی در دست است که نشان می دهد ناتوانی های یادگیری احتمالا در برخی خانواده ها بیش از دیگران دیده می شود در واقع عوامل ژنتیکی در شمار وسیعی از ناتوانی های یادگیری نقش دارد .

۶- عوامل بیوشیمیایی:اختلال های گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب ناتوانی های یادگیری می شوند مثل هایپوگلیسمی ، کم کاری تیروئید و …

۷- عوامل قبل از تولد(بیماریهای مادر٬ ضربه های وارده به شکم مادر و...) ، هنگام تولد(کمبود اکسیژن و خفگی نوزاد٬وارد شدن ضربه به سر نوزاد و...) و بعد از تولد( انواع بیماریها مانند مننژیت و...ضربه های وارده به سر و تصادفات ٬سوء تغذیه٬مسمومیتهای غذایی و دارویی و...)

۸- تاخیر در رشد:بندر ، جانسکی ، لانگ فودو... … اظهار می دارند که عدم ظهور علائم رشد برخی از کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری ممکن است از تاخیر رشد برخی اجزای دستگاه عصبی مرکزی سرچشمه گرفته باشد که این گونه کودکان پس از بزرگتر شدن بر این مشکلات غلبه می کنند .(تاخیر در رشد یعنی کودکان مراحل رشدی را بخوبی طی نکرده اند مثلا: کودک بجای ۶ ماهگی ٬در ۱۰ ماهگی توانسته است که بنشیند. و یا در ۲ سالگی قادر به راه رفتن نبوده است و...)

۹- نقص جزیی در کار مغز (عملکرد مغز مشکل دارد ولی مغز سالم است)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نوزاد انسان نه راست دست و نه چپ دست است، ولی در ماههای اول زندگی کم کم به یکی از دست ها تمایل بیشتری را نشان می دهد. در شش ماهگی اکثر نوزادان دو دست را بطور مساوی بکار می برند و در پایان سال اول زندگی تمایل به یکی از دست ها قابل مشاهده و تشخیص است.
در طی دومین سال نیز کودکان گاهی دست اصلی خود را به دیگری تغییر می دهند، ولی تعداد این تغییر کمتر از سال اول است و بطوری که تعداد تغییر در سومین سال زندگی کمتر از سال دوم می شود تا اینکه در شش سالگی دیگر تقریبا ترجیح دستی ثابت باقی می ماند.
هر نیمکره مغز کنترل یک قسمت از بدن را بر عهده دارد و به این ترتیب نیمکره چپ مغز کنترل طرف راست بدن و نیمکره راست مغز کنترل چپ بدن را کنترل می کند
درغالب مردم طرف راست بدن به علت فعال بودن نیمکره چپ نسبت به طرف چپ بدن ان ها برتری دارد. بدین معنی که بیشتر از چشم و گوش و دست و پای راست خود استفاده می کنند. اما در برخی ها طرف چپ برتری دارد. اما افرادی نیز وجود دارند که طرف راست یا چپ ان ها تماما برتری ندارد بلکه بخشی از اندام طرف راست و بخشی از اندام های طرف چپ ان ها بر تر می باشد.
در اینگونه افراد عدم غلبه طرفی مغز وجود دارد. البته همیشه این غلبه مشکل ساز نیست. اما وجود برتری جانبی مغز می تواند کارایی افراد را افزایش دهد.
برتری یکی از دست ها بر دیگری بهتر از وجود تردید در کودک است. برقراری برتری در یکی از دست ها موجب احساس ثبات و اطمینان و کسب مهارتهای کامل حرکتی در فعالیت ها می شود، اما جواب به این سوال که برتری کدام بهتر است به فرهنگ جامعه ای که در آن زندگی می کند، بستگی دارد.
دلیل قاطع و روشنی وجود ندارد که بگوییم راست دسته بر چپ دسته بر تر هستند اما سنت موجود این است که راست دستی را ترجیح می دهند و در فرهنگ ایران نیز همین ترجیح وجود دارد. در واقع راست دستی یک قرارداد فرهنگی ــ اجتماعی است که بیشتر مردم به حفظ آن متمایل هستند.
برای کودک بین سه تا پنج سالگی سالهای مهمی از نظر چپ دست یا راست دست شدن است. در این مدت کودک رفته رفته در بکار بردن یکی از دست ها تاکید بیشتری می کند. اگر کودک را به حال خود رها کنیم، ممکن است خودبه خود راست دست شود، ولی این امکان وجود دارد که وی عادت به چپ دستی بکند. پس بهتر است که راست دستی یا چپ دستی فرزند خود را مشخص کنیم.
با انجام فعالیت های زیر برتری هر کدام از اندامهای فرزند خود را مشخص کنید:


۱) یک توپ در فاصله دو یا سه متری کودک قرار دهید و از او بخواهید بدود و توپ را شوت کند،آنگاه مشخص کنید کدام پا را برای شوت کردن استفاده کرده ان پا پای برتر است یا از او بخواهید برایتان لی لی کند پای بر تر پایی است که کودک بر زمین می گذارد.

 
۲) کاغذ یا مقوایی رابه شکل یک لوله به قطر نیم تا یک سانتی متری درست کنید و به کودک بدهید تا از داخل سوراخ ان یک هدف ریز را نگاه کند انگاه چشمی را که مورد استفاده قرار داده است (یعنی چشم بر تر را) یادداشت کنید.

 
۳) ساعت مچیتان را به وی بدهید تا امتحان کند و توجه کنید که صدای آن را می شنود یا خیر:
آنگاه یادداشت کنید که از کدام گوش خود استفاده کرد است چپ یا راست.


۴) نخ و سوزن پلاستیکی یا.... به وی بدهید تا نخ را از داخل سوزن عبور دهد سپس ملاحظه کنید که با کدام دست نخ را عبور می دهد.

 
چنانچه در این تست ها به این نتیجه رسیدید که کودک برتری طرفی کامل دارد یعنی تمام اندامهای چپ یا تمام اندامهای راست او بر تر است تمرینهای مربوط به هماهنگی چشم و دست را شروع می کنیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : حمید آذرنیا

 چند توصیه مفید و کارآمد برای کمک به افزایش قدرت تمرکز و کاهش آشفتگی ذهنی عنوان شده که عبارتند از:

1- محیط مناسبی را برای کار کردن انتخاب کنید. فضایی که در آنجا کار می‌کنید نقش مهمی در افزایش تمرکز دارد. فضاهای راحت و دلچسب تاثیر فوق‌العاده در ایجاد تمرکز کامل دارند.

2- افکار خود را کنترل کنید. کلید افزایش تمرکز این است که اجازه ندهید افکار خودآیند و بی‌ربط به ذهنتان رسوخ کرده و آن را آشفته سازد..

3_ یک برنامه زمانی مشخص و منطقی داشته باشید. زمان‌بندی مناسب برای انجام کارها باعث ایجاد تعادل بین وقت کار و تفریح می‌شود و به آرامش ذهنی کمک می‌کند. در این حالت قدرت ذهن برای مقابله با عوامل آشفته‌کننده بیشتر می‌شود.

4- هرگز منفی نباشید. هرگز نگویید که نمی‌توانم تمرکز کنم. این اظهارات منفی تمرکز کردن را دشوارتر می‌سازد چون ذهن خود را روی عدم توانایی کردن، متمرکز می‌کنید.

5- چند کار را همزمان با هم انجام ندهید. در این وضعیت هرگز نمی‌توانید روی یک کار متمرکز شوید. یک کار را تمام کنید و بعد سراغ کار بعدی بروید.

6- صداهای اضافی را حذف کنید. صداهای اضافی در محیط کار تمرکز مناسب را تقریبا غیرممکن می‌کند و حذف آنها بسیار مهم است.

7- رژیم غذایی مناسب و ورزش متعادل تاثیر بسیار زیادی در افزایش قدرت تمرکز دارد. کمبود ریزمغذی‌های ضروری موجب خستگی و آشفتگی ذهنی می‌شود. مغز خشکبار، ویتامین E و میوه‌ها برای بهبود تمرکز مفید هستند.

8- وظیفه خود را خوب درک کنید چون تردید داشتن درباره کاری که باید انجام دهید تمرکز کردن روی آن را دشوار می‌سازد.

9- مواقعی را که بیشترین بازده کاری را در طول 24 ساعت شبانه‌روز دارید مشخص کنید. برای افراد مختلف این ساعات متفاوت هستند. ساعت بیشترین بازده کاری مخصوص خود را پیدا کرده و سعی کنید کارهای سخت‌تر که جذابیت کمتری برایتان دارند را در این ساعت‌ها انجام دهید.

10- مثبت باشید. وقتی نیاز به تمرکز دارید مدام به خود یادآوری کنید که می‌توانید تمرکز کنید این تکرار لفظی واقعا توانایی تمرکز را در شما افزایش می‌دهد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : حمید آذرنیا
برای موفقیت در اجرای روش چندحسی نکات  زیرضروری است:  1)کلمه وموضوع داستان باید توسط کودک انتخاب شود زیراباعث ایجاد انگیزه در وی می شود      2) تعقیب کلمه ی نوشته شده با انگشت ضروری است (به کارگیری یک یا دوانگشت الزامی است)  3)لازم است پس از تعقیب کلمه باانگشت وتکراراین عمل ،کلمه رابدون نگاه کردن بنویسد 4)درصورتی که کودک حرفی ازکلمه را اشتباه بنویسد ،بایدتمام کلمه را ازنوبنویسد  5)لازم است هنگام نوشتن کلمه کودک آن راباصدای بلند تلفظ کند  6)هنگامی که لمس کردن با انگشت نیاز نباشد کلمه باخط درشت نوشته می شود ودربایگانی کلمات تایپ می شود ، به گفته دکترفرنالد علت  بیشترموارد نارسا خوانی تاکیدبیش از حدبراستفاده ازحس بینایی می باشد وی معتقداست روش معمول آموزش خواندن در مدارس تاکیدی بیش از حد برحس بینایی  دارد  وازحواس دیگر بخصوص حس لامسه استفاده کمتری می شود .                                                                                                                                                 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

  دقت و تمرکز در دیکته به غلط های املایی مربوط می شود که در آن ها دانش آموز (دندانه،تشدید،نقطه ،سرکج )را کم یا زیاد می نویسد برخی از 

بازی ها و فعالیت هایی جهت تقویت دقت .توجه و تمرکزدر زیر پیشنهاد می گردد 

1-بازی توپ و راکت

2-بازی تانگو اشکال و حروف

3- بازی دست به دست

4-طناب بازی

5- شکل سازی با چوب کبریت

6- نقطه گذاری و سر کاف گذاری کلمات

7-بیان تفاوت و شباهت تصاویر

8- پیدا کردن کلمات مورد نظر در متن

9- پیدا کردن کلمات بدون نقطه در متن

10- پر رنگ کردن نقطه چین ها

11-تکمیل پازل

12-بازی حلقه وپرتاب 

13-بازی با هوشیار 

14-بازی با دارت 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حافظه دیداری در دیکته به صداهایی که دارای انواع متفاوت می باشند مانند (ص ث س )،(ذ ز ظ ض )و....برمی گردد دانش آموزی که دارای این مشکل است (سبح)را به جای (صبح)می نویسد برای رفع این مشکل تمرینات زیر پیشنهاد می شودالبته  تمرینات بهتر است به صورت بازی و با حوصله انجام شوند.تمرینات را با توجه به سن و ظرفیت پایه کودک شروع می کنیم:

1 -چند شی یا اشکال هندسی و تصاویر (از دوشی،تصویر یا شکل شروع می کنیم( به کودک نشان می دهیم، پس از پوشاندن آن ها کودک باید اشیایی را که دیده بود نام ببرد و در صورت موفقیت تعداد را بیشتر می کنیم.
2 -با موزائیک های رنگی شکلی را درست می کنیم و بعد از چند ثانیه که کودک آن ها را دید می خواهیم بدون دیدن طرح ، آن را بازسازی کند.
    - 3مهره ها یا دکمه های رنگی و نخ و الگو را در اختیار کودک قرار می دهیم وبعد از اینکه به خوبی طرح الگو(از طرح های ساده شروع می کنیم) را دید و به حافظه سپرد می خواهیم بدون دیدن طرح،مهره ها را طبق الگو نخ کند.
4 -اشکالی را با چوب کبریت درست کرده و روی آن را می پوشانیم و از کودک می خواهیم آن را بازسازی کند.
    -5 کارت های تصاویر را به صورت دوتایی از پشت می چینیم و بازی را شروع می کنیم.ابتدا کودک دو کارت را برمی گرداند اگر شبیه به هم بودند به عنوان امتیاز یک کارت دیگر برمی گرداند در غیر این صورت کارت ها را بر می گرداند اما جای آن ها را به خاطر می سپارد تا به محض برگرداندن کارت بعدی جای کارت مشابه را به خاطر بیاورد و بازی با نفر مقابل ادامه پیدا می کند.این بازی را می توان با کارت کلمات و... نیز انجام داد

- 6مجموعه محدودی از اشکال، طرح ها یا اشیاء را به کودک نشان دهید و بخواهید مشابه همان قطعات را از بین وسایل دیگر پیدا کرده و با همان نظم بچیند. قطعات رنگی، قطعات منقوش یا انواع کاشی ها و سرامیک برای چنین تمریناتی می تواند مفید باشد.

-7 بر روی یک صفحه پارچه ای، تصاویری از فعالیت هایی که بیان کننده داستانی هستند قرار دهید.تصاویر را بردارید و از دانش آموز بخواهید که داستان را براساس حافظه بینایی تصویر کنند.
-8 مجموعه ای از اشیاء را به کودک نشان دهید. روی اشیاء را بپوشانید و یکی از اشیاء را بردارید، دوباره مجموعه اشیاء را نشان دهید و از او بخواهید شیئ حذف شده را شناسایی کند.
-9 یک تصویر نسبتاً مرکب نشان می دهیم و از می خواهیم تا کل و اجزاء آن را به خاطر بسپارد پس از اینکه کودک خوب به تصویر دقت کرد، تصویر را مخفی می کنیم و اجزای تصویر را از وی سؤال می کنیم.

-10 از دانش آموز می خواهیم به بیرون از کلاس یا اتاق برود و در غیاب اوجای وسایل یا جای نشستن افراد را عوض می کنیم و از دانش آموز می خواهیم به کلاس یا اتاق برگردد و تغییرات را حدس بزند.
-11 چند کارت مقوایی به ابعاد 10×7 سانتی متر تهیه کرده و برروی هر کدام یک واژه می نویسیم. کارت ها را به دانش آموز می دهیم تا واژه ها را به خاطر بسپارد سپس کارت ها را از او می گیریم و یکی دو کارت را از بین  کارت ها برمی داریم و سپس بقیه کارت ها را به دانش آموز برمی گردانیم و می خواهیم بگوید کدام کارت ها را برداشتیم.
- 12روی کارت هایی به ابعاد 10×7 سانتی متر (روی هر کارت)، یک واژه را می نویسیم و بعد از برگرداندن آن می خواهیم واژه ها را بخواند، در صورت موفقیت کارت ها را بیشتر می کنیم در مرحله بعد می خواهیم دیکته واژه هایی را که روی کارت ها دیده است روی هوا بنویسد.

- 13پس از انجام تمرین های بالا می توان به جای کارت های10×7 از کارت های7×5 سانتی متر که در آن چند کلمه نوشنه شده استفاده کرد تا کودک همزمان چند کلمه را ببیند و به خاطر بسپارد.

-14بازی تشخیص شکل از زمینه

-15بازی رمزگردانی

-16بازی پازل یا جورچین

17-تشخیص شکل،تصویر،حرف یا کلمه دیده شده از بین اشکال،تصاویر،حروف یا کلمات مختلف 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 23 اسفند 1391 :: نویسنده : مهناز کاویانی پور


در محدوده‌ی سنی 2 تا 3 سال گفتن این مسأله که آیا کودک در گفتار مشکلی دارد و نیاز به کمک گرفتن از گفتار درمانی هست، زیاد ساده نیست،‌ در سن 2 سالگی اغلب مشکل تلفظ درست کلمات و قرار دادن کلمات در جمله به طرز صحیح آن وجود دارد که طبیعی هم هست. می‌توانید بدون راهنمایی و با حدس زدن متوجه شوید که یک کودک 2 ساله چه می‌گوید بسیاری از 2 ساله‌ها حروف را جا به جا می‌کنند مثلاً لِ به جای رِ می‌لم (به جای) میرم یا ش به جای س شَلام (به جای) سلام که دو حرف مصمت با هم ترکیب می‌شود. گاهی کلمات چند سیلابی را به کلمات کوتاه‌تر تبدیل می‌کنند.

اَخ و فَلَه (به جای) چرخ وفلک، تمام این تلفظ‌های غلط می‌توانند تا 6 سالگی هم ادامه داشته باشند، شما آسوده خاطر باشید که صحبت کردن کودکان به مرور زمان درست می‌شود رفته رفته در 3 سالگی بیشتر چیزهایی که بچه‌ها می‌گویند قابل درک می‌شود.

ولی اگر کودک شما خیلی کم صحبت می‌کند باید بیشتر و بیشتر سعی کنید واین روش‌های زیر را دنبال کنید:

1- در هر مقطع سنیچه قدر انتظار داشته باشیم؟ خود شما بهترین مقیاس اندازه‌گیری پیشرفت  مهارت‌های گفتاری کودکتان هستید ـ بیشتر 2 ساله‌ها حدود 50 کلمه در اختیار دارند و به کار می‌برند هر چند در این سن، خودسرانه به محدوده‌ی لغات و قابلیت‌های خودشان در گفتن کلمات متفاوت و صداهای درست عمل می‌کنند دومین سال عمر، زمان بسیار عالی و فوق‌العاده‌ای برای رشد گفتاری کودک است ممکن است بشنوید که از گفتن یک جمله‌ی کوتاه به پرسیدن سؤال می‌رسد جهت می‌دهد هر نوع داستانی که می‌تواند می‌سازد اگر با یک توقف کوتاه در مسیررشد روبرو شدید شگفت‌زده نشوید.

در اینجا چند راهنمایی برای شما داریم:

 – چه چیزهایی ممکن است بشنوید؟

1-  تلفظ غلط= بسیاری از بچه‌ها در برابر بعضی اصوات گنگ می‌شوند گاهی نمی‌تواند حروف صدا دار را بگویید و یا گاهی بیشتر از آنها استفاده می‌کند.

2-  جا انداختن حروف کامل صدا دار= تا وقتی که بچه‌ها بیشتر از آنکه حرف بزنند می‌شنوند جا انداختن کامل حروف صدا دار شاید علامتی باشد مبنی بر اینکه بچه قادر به شنیدن تمام صداهای کلمه نیست حتی نشیدن لحظه ای و موقتی یک صدا از راه گوش، قابلیت درک کافی از زبان را برای صحبتی شفاف کند می‌کند و گاهی حتی واکنش‌هایی به صداهایی بی‌‌اهمیت مثل جاروبرقی و سشوار نشان می‌دهد.

3- استفاده از یک کلمه تنها برای یکبار

4-  اشاره نکردن به موضوعی که از او خواسته شده: مثلاً در کتاب به او می‌گویید عکس پروانه‌ای که روی گُل نشسته رو به من نشان بده، ولی او یا آخر جمله را تکرار می‌کند یا صفحه را بدون نشان دادن موضوع رد می‌کند.

5- بی‌نتیجه بودن ظاهری، وقتی خواسته‌ی کودک را نمی‌دانید او به سادگی موضوع دلخواه را می‌گیرد و یا به آن اشاره می‌کند.

6- جواب دادن به سؤال با تکرار قسمت آخر سؤال شما ـ  دوست داری با ماشینت بازی کنی؟ و او جواب می‌دهد، با ماشینت بازی کنی؟ یا بازی کنی؟ به جای تکان دادن سرش به علامت آره یا نه، به این حالت «اکولیا» گفته می‌شود و می‌تواند یکی از علایم ابتدایی «اوتیسم» باشد.

7- نگفتن خداحافظی یا بای بای و نداشتن واکنش به بازی‌ها

8-  گفتن تنها یک کلمه، نه جمله و عبارت

9- نداشتن پیشرفت  ماهانه و عدم گسترش زبان و لغات

10-  نوک زبانی حرف زدن بعضی بچه‌های برای تلفظ س و ز زبان را پشت دندانهای بالا قرار می‌دهند اگر کودک شما اینطور صحبت می‌کند نگران نباشید خیلی از بچه‌ها نوک زبانی هستند و این حالت گاهی تا سن 7 سالگی هم ادامه پیدا می‌کند.

11- سلیس و روان صحبت کردن درگیر شدن با چهار چوب‌های اولیه‌ی گفتاری کاملاً‌ طبیعی است و اینکه کودک سعی می‌کند جملات را درست ادا کند یک علامت خوب است مخصوصاً وقتی که شما جمله‌ی او را درست درک نکرده و تفهیم شدن جمله‌ی او به شما بی‌نتیجه مانده است و این یعنی کودک به معانی توجه کرده و به گفتگو با شما مشتاق است.

12- لکنت زبان ـ  اگر کودک در ابراز یک جمله با لکنت رو به رو شود طبیعی خواهد بود مخصوصاً وقتی در دوران رشد سریع قابلیت‌های ذهنی‌اش می‌باشد. در حقیقت در این سن بچه‌ها یک (لکنت درست) دارند که در بخش اول کلمات یا تکرار می‌کنند یا گیر می‌کنند.

مشکل زمانی است که قدرت مغز از مهارت‌های شفاهی گفتاری عقب می‌ماند،‌ لکنت‌ها گاهی به دلیل خستگی زیاد و یا تحریک برای گفتن آنچه در ذهن دارد و یا عصبانیت است کودک نمی‌تواند به راحتی کلمه‌ی مورد نظرش را ادا کند، اگر لکنت بدتر شد یا به مرور زمان با دهان کجی و فشار آوردن به صورت و دهانش برای گفتن کلمه کوشش کرد باید با دکتر مشورت کنید.

13- آپراکسیا ـ  یک بی‌نظمی و اختلال در سیستم عصبی است و به دلیل ضعف یا سستی ماهیچه‌ها یا فلج بودن آنها قابلیت ادای سیلاب کلمات کم می‌شود اما در عوض مغز دستور درست به قسمت‌هایی که نیاز به دستور درست برای ساختن و متابعت اصوات با هم دارند می‌دهد بچه‌ها با مشکل آپراکسیا اغلب صداهای مشکل را حذف می‌کنند یا با نوع ساده‌تری جایگزین می‌کنند ممکن است حروف صدادار را غلط تلفظ کنند و گاهی یک صدای ساده را درست تلفظ می‌کنند این بچه‌ها اغلب به درمان متمرکز در سن پایین نیاز دارند که بی‌نظمیِ آن را از میان ببرد و شما با یک تلاش حرفه‌ای موفق خواهید شد.

چه می‌توانید بکنید، خواندن برای کودک یک راه عالی برای محکم کردن چهار چوب گفتار است کتابها به بچه‌ها کمک می‌کنند که به دامنه‌ی لغات شان کلمات جدید اضافه کنند، با دستور زبان معانی‌ را با احساس‌تر و به‌تر کنید و با تصاویر یک گفتگوی عادی یا کودک 2 ساله انجام دهید، زمان خواب یا غذا خوردن فرصت خوبی برای صحبت کردن در مورد یک روز پرکاراست، محققان دریافته‌اند هر چه بچه‌ها کلمات بیشتری بشنوند دامنه‌یلغاتشان زیادتر می‌شود.

تلفظ غلط ـ  مادامی که کودکان می‌شنوند زبان یاد می‌گیرند. موضوع این است که چرا یک کودک با هوش کلمات را غلط تلفظ می‌کند، شما وقتی با او صحبت می‌کنید روی کلمات یا صداهایی که با زحمت می‌گوید تأکید کنید مجبور نیستید با سر و صدا گفتار او را تصحیح کنید فقط کلماتی که اشتباه می‌گوید را درست تقلید و تکرار کنید گاهی سختی‌ در تلفظ با صدای یک حرف ویژه کمتر است از ترتیب کلمات، مثلاً کِرِم را دِلِم تلفظ می‌کند چون گفتن «ک» نیازمند تغییر حالت زبان است که برای 2 ساله‌ها سخت است، روی آنچه که کودک برای گفتن درست انجام می‌دهد تمرکز کنید چون زمانی که احساس کند صحبت کردنش درست نیست و تلاشش بی‌نتیجه مانده صحبت را قطع می‌کند.

نوک زبانی ـ  دقت کنید به راحتی می‌تواند نفس بکشد؟ از نظر هر نوع آلرژی و سرماخوردگی یا مشکلات سینوسی که باعث می‌شود کودک از دماغ و دهان با هم نفس بکشد بررسی کنید در تنفس با دهان باز زبان در دهان پهن می‌شود روی تنفس از راه بینی هم دقت کنید چون گاهی یک بینی خفه و پُر هم مقصر است. انگشتان کودک را از دهانش تا جایی که ممکن است دور نگه دارید عادت مکیدن شست و خوردن شیشه را ترک بدهید و در عوض جرعه جرعه خوردن را به او یاد بدهید. در غیر این صورت موتور زبان آنها خوب تقویت نمی‌شود و این تقویت برای گسترش گفتار مهم است از طرفی نوشیدن با نی هم همین کار را می‌کند چون به جای فشردن دندانها به هم از لب استفاده می‌شود.

روانی و سیلیسی ـ  برای کمک به کودک برای روان‌گویی اجازه دهید که کودک بداند هر جمله چطور باید ادا شود بگذارید او چیزی از شما بخواهد مثلاً: مامان، جوراب من، جوراب شما لطفاً. بیشترین چیزها خیلی سریع اتفاق می‌افتد بدون هیچ توضیحی او می‌گوید، مامان (جمله‌ی مامان لطفاً به من کمک کن را محدود می‌کند و می‌گوید مامان!) تا زمانی که برای گذاشتن جمله‌ها کنار هم صراحتاً تلاش می‌کنند بیشتر جملاتش محدود می‌شود اگر نه بیشتر آن را تکرار می‌کند.

لکنت زبان عکس‌العمل شما نسبت به کودکی که لکنت دارد خیلی مهم است اگر در پایان این سال هنوز هم به جای جملات 2، 3 و 4 کلمه‌ای، جمله‌ی یک کلمه‌ای می‌گوید کلمات جدید را یکبار به کار برده و دوباره چند بار تکرار می‌کند،‌ سؤال نمی‌کند و یا جواب و عکس‌العملی به سؤالهای کوتاه و ساده مثل این چیه؟ کتابت کجاست؟ نمی‌دهد ممکن است مشکلات گفتاری داشته باشد در هر یک از این موارد با یک درمانگر صحبت کنید اگر به مهدکودک می‌رود از معملمش کمک بگیرید، دکتر هم می‌تواند شما را به یک گفتار درمانگر خصوصی برای ارزیابی اولیه ارجاع بدهد و ممکن است یک برنامه‌ی تداخلی و هم سطح با مهد کودک ارایه دهد.

نگران نباشید چرا که ارزیابی‌ها معمولاً کامل هستند و اینکه شما مشکل را بدانید خیلی بهتر است چون محدوده‌ی نرمال را شناخته و در طول آن حرکت خواهید کرد فراموش نکنید که ارزیابی‌ها هر چه زودتر انجام شوند در آینده بهتر می‌توانند به شما کمک کنند وقتی به او «شکل»‌ها را آموزش می‌دهید خودتان معانی را با یک صدای جدید ترکیب کنید وقتی به او شکل جدیدی را نشان می‌دهید یا موضوعی را با نام مطرح می‌کنید یا چیزی را نشان می‌دهید کودک به این مجموعه لغات و صداها تخیل خودش را هم اضافه می‌کند حالا اگر حالت را عوض کرده و از او بپرسید این شکل چیه؟ ممکن است متوجه نشود که شما می‌خواهید او مشخصاً موضوع را با کلمات و صداهای جدیدی که یاد گرفته جواب بدهد.

اسم گذاری روی موضوعات مجموعه‌ی لغات کودک محدود است و اسم‌گذاری موضوعات و تشخیص دقیق آن برای کودکان با سطح فکری بالاتر در سن بالاتر آسان می‌شود بهرحال توسعه در یک مقیاس وسیع از مقدار توقع ما دورتر است که البته عاقبت به آن محدوده خواهند رسید فقط ممکن است کاملاً انتظار شما را درک نکنند. در موارد حادتر بهتر است کودک از نظر اوتیسم بررسی شود مثلاً‌ وقتی که کودک 5/3 ساله پیشرفت گفتارش با تأخیر است او با شما صحبت می‌کند ولی دایماً عبارات را تکرار می‌کند اغلب جواب‌های بی‌ربط به سؤالها می‌دهد مثلاً: امروز چه کار کردی؟ او ممکن است بگوید: بابا من را برد، بچه دیده، رفت!‍ 6 ماه قبل هم همینطور جواب می‌داد ولی به صورت ابتدایی حرف‌های شما را تکرار می‌کرد حالا کمی اصلاح شده او در درک و دانستن مشکلی ندارد مشکل عمده‌ی او زبان است.

تهیه كننده: مهناز كاویانی پور

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 23 اسفند 1391 :: نویسنده : حمید آذرنیا

تعریف اختلالات یادگیری ریاضی

هرگاه سخن از اختلالات یادگیری دانش آموزان به میان می آید باید از مجموعه دانش آموزان آن کسانی که بواسطه معلولیتهای دیداری ،شنیداری یا حرکتی همچنین عقب ماندگی های ذهنی یا کسانی که به علت محرومیت های محیطی ،فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شده اند را جدا کنیم.

منظور ازناتوانی یادگیری ، اختلال در یک یا چند فراِیند روانی پایه، نحوه بهره گیری فرد از روشهای پردازشی مغزی در کارکردهای خاص مغز است، که خود را به شکل عدم توانایی در شنیدن و گفتن و خواندن و نوشتن و متراکم کردن افکار و باز خوانی آنها در نیم کره راست مغز و انجام محاسبهای کوتاه و یا نسبتاً قابل توجه در نیم کره چپ مغزی عنوان کرد.

تعداد زیادی از دانش آموزان مقاطع ابتدایی – راهنمایی و دبیرستان ، در یادگیری دروس ریاضی دچار مشكل هستند و با اینكه به اندازه ای دانش آموزان همسان خود تلاش می كنند ، پیشرفت مورد نظر را ندارند.

پند و اندرز دادن ، مهم بودن درس ریاضی – سرزنش و مؤاخذه – مقایسه كردن دانش آموز با دیگر دانش آموزان – نسبت دادن لقبهایی مانند : تنبلی – بی استعدادی ........ – تكرار ضعف در پایه – تنبیه ، محروم كردن ، استخدام معلم خصوصی – تكرار درس.و... به كارگیری این موارد كمكی به دانش آموزان نمی كند و ممكن است در بعضی مواقع از لحاظ درسی و روانی با مشكلات بیشتری بوجود آورد.

ناتوانی ریاضی  عبارت است از اختلال در تواناییهای ریاضیات كه در اثر آسیب فرایندهای رشدی مراكز مغز كه زمینه رشد تواناییهای ریاضی است،بوجود می آید.

بایستی به این نكته توجه داشت كه ناتوانی ریاضی  كلا به ضعف در عمل محاسبه اشاره نمی كند، بلكه عبارت است ازنقص درمهارتهای ریاضیات وحتی وسیعتر از آن. كودكان مبتلا به اختلال در ریاضیات معمولا در زمینه درك روابط فضایی دچار مشكل شدیدند.در بررسی دشواریهای ریاضی این گروه از كودكان، باید به مشكلات درك بینایی و تفكر نیز توجه شود.

گاهی اوقات عوامل غیر مستقیمی ،مانند بی توجهی و دشواری در خواندن، به ویژه برای حل مسائلی كه به صورت تشریحی بیان می شودسبب دشواری در حل مسائل ریاضیات می گردد

مهارتهای مورد ملاحظه در اختلال ریاضی

1.  مهارتهای پیش نیاز : قابلیت تسلط یافتن بر تكالیفی است كه نماینده مفاهیم پیاژه ای از قبیل نگهداری ذهنی ،ثبات ، پایداری و نظایرآنهاهستند.  

۲.  مهارتهای محاسبه : به توانایی جمع ،تفریق،ضرب و تقسیم كردن اطلاق می شود.

۳.  استدلال  :عمدتا مربوط می شودبه حل كردن مسائل در داستانها.

۴.  هندسه : با اندازه گیری خطوط،زاویه ها،سطح و حجم و بارابطه آنها با یكدیگرسرو كار دارد

1- اختلال ریاضی كلامی:

این اختلال با نارسایی در سطح كلامی مقادیر، تعداد اشیاء، نمرات وعملكردهای ریاضی مشخص می شود.برخی از افراد آسیب دیده ،قادر به نشان دادن ارقام عددی كه به آنها گفته می شوند نیستند.اگرچه آنها قادر به خواندن و نوشتن اعداد گفته شده هستند اما توانایی نامیدن  اشیا ارائه شده یا ارزش ارقام نوشته شده را ندارند .

2- اختلال  ریاضی تمرینی:

در چنین مواردی ، دستكاری ریاضی اشیای واقعی یا به تصور آمده دچار اختلال می شود.دست كاری ریاضی ،مجتمع كردن اشیا و برآوردكمیت ، بدون جمع كردن آنهاست.در چنین مواردی كودك،قادر به قرار دادن چوبها یا مكعبها به ترتیب اهمیت شان نیست.یا از بین دو چوب یا مكعب ، بزرگتر ،كوچكتر یا هم اندازه را نمی تواند تشخیص دهد.

3- اختلال ریاضی خواندن:

این اختلال با ناتوانی در خواندن نشانه های ریاضی (علایم -ارقام و اعداد) همراه است.در شدیدترین حالت كودك قادر به خواندن ارقام مجزا (یا علائم ساده عملیات(-،+،÷،×) نیست. در اشكال خفیف تر كودك نمی تواند اعداد چند رقمی را  بخواند(به خصوص وقتی یك صفر در وسط باشد) .در بعضی موارد كودك ارقامی را كه به نظر شبیه می رسند با هم اشتباه می كند(7 بجای 8) یا رقم اعداد را با هم جابجا می كند(13 بجای 31 ) .

4- اختلال ریاضی نوشتاری:

اختلال ریاضی نوشتاری، با عدم توانایی كودك در نوشتن عددی ارقام دیكته شده مشخص می شود.در برخی موارد كودك می تواند اعداد را بنویسد اما آنها را به صورت جداگانه یا وارونه می نویسد(مثلا 984 به صورت 900و 80 و 4) .

5- اختلال ریاضی ایده ایی:

این اختلال با ناتوانی در درك ، روابط ریاضی و انجام محاسبه ذهنی انجام می شود. در این حالت فرد قادر به نوشتن و خواندن اعداد هست اما قادر به درك آنچه خوانده و نوشته نیست.به عنوان مثال او عدد 9 را می خواند و می نویسد اما نمی داند كه 9 كمتر از 10 یا نصف 18 است.

6- اختلال ریاضی عملی:

در این مورد ، توانایی انجام عملیات ریاضی به طور مستقیم مختل است در بسیاری از مواقع آزمودنی قادر نیست چرایی یا چگونگی عملیاتی را كه انجام داده توجیه كند.

عوامل موثر در بروز اختلالات یادگیری

 

1-عوامل آموزشی، بخشی عمده از این اختلالات مربوط به نحوه تدریسی است که ارائه می شود،. به عنوان مثال با شخصی که سیر تحولات فکری او مسیری بصری را پیش می گیرد از زاویه سمعی به تدریس مشغول شد، اینجا است که بخش اعظم انرزی فرد در تصویر سازی صرف شده و بخشی دیگر به بازخوانی تصاویر به صورت انگیزشی و در نهایت انرژی خاصی برای فهم و استنباط و ارتباط با مفاهیم اندوخته شده قبلی موجود نیست، ایجاد فلات یادگیری در بازه زمانی ایجاد شده وبدین ترتیب اختلال یادگیری تا آستانه درد و یا کج فهمی پیش می آید و یا این گونه است تدریس کردن در محیطهای غیر آموزشی که بر می گرد به عدم رعایت بهداشت روانی در محیط های آموزشی خصوصی وغیره که در ادامه بیشتر توضیح می دهیم .

 

2-عوامل فیزیولوژیک، بسیاری از متخصصان بر این باور تکیه دارند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیب دیدگی مغزی شدید یا جزئی و صدمه وارده به دستگاه عصب مرکزی است.

 

3-عوامل ژنتیکی، متخصصانی چون "واکر" و "کو ول" و" ولف" در تحقیقات خود به الگوهای خانوادگی وراثتی پی برده اند. آنها بر روی دو قولوهای همسان و نیز تاریخ خانوادگی نمونه های آماری مختلف به این نتیجه رسیده اند که عوامل وراثتی وژنتیکی یه عامل اختلالات یادگیری ریاضی هستند.

 

4-عوامل بیوشیمی، در این خصوص می توان گفت اختلالات گوناگون متابولیکی نسبت مستقیم خود را در اختلالات یادگیری در سنین نوجوانی بارها نشان داده اند، خصوصاً اگر به تغییرات هورمونی و متابولیکی دوران گذار سنی از نوجوانی بنگریم خواهیم دید که در سنین بلوغ، بیشترین نوسانات یادگیری ملاحظه می شود.

 

5-عوامل ناشی از دوران بارداری مادر، بررسی های انجام شده برخی از محققان نشان می دهد که عدم تناسب نوع خون مادر با جنین و اختلالات در ترشحات داخلی مادر در زمان تغذیه جنین، قرار گرفتن در برابر اشعه ها خصوصاً اشعه های تعیین جنسیت، همچنین عوارض ناشی از استفاده داروهای تجویزی در این دوران می تواند در بروز اختلالات یادگیری کودک موثر باشد.

6-عوامل ناشی از زایمان های غیر عادی، تقریباً همگی نوزادانی که کمتر از نه ماهگی متولد می شوند ویا اینکه دچار کم وزنی هنگام تولد هستند، ویا موارد غیر عادی دیگر نظیرتولددوقلو ها، ویا تولد با پا، دچار اختلالات یادگیری حسابی ویا کلامی می شوند. البته میزان این اختلالات بسیار کم و در سنین بالاتر کم اهمیت جلوه می کند

7-عواملی نیز بعد از تولد نوزاد موجود است، که به اختلالات یادگیری تاثیر می گذارند،این عوامل عبارتند از مسمومیت سرب،نارسایی تغذیه مانند شیر نداشتن مادر بعد از زایمان و محرومیتهای بهداشتی و محیطی دیگر.

 

 روشهای تشخیص ناتوانی ریاضی

- سطح پیشرفت تحصیلی در حساب را تعیین كنید:

با استفاده از آزمون های پیشرفت تحصیلی و آزمونهای معلم ساخته می توان میزان پیشرفت دانش آموز را تخمین زد در حین اجرای آزمون به مشاهدة دانش كودك دربارة قوانین و حقایق بنیادین، عملكرد او در حل مسایل و اعمال ریاضی (چهار عمل اصلی) و رویكردهای او نسبت به حل مسئله بپردازید.

- ناهمخوانی های موجود بین توان بالقوه و پیشرفت تحصیلی را مشخص كنید:

با مقایسة سطح پیشرفت تحصیلی كودك با توان بالقوة تخمینی او برای یادگیری می توان مشخص نمود آیا كودك بالاتر از حد توان بالقوه اش پیشرفت كرده، هم سطح با آن و یا پایین تر از آن پیشرفت كرده است. برای مثال یك كودك 9 یا 10 ساله معمولاً در كلاس چهارم درس می خواند. خواندن و محاسبه كردن او هم باید در سطح كلاس چهارم باشد اگر این كودك مثل یك شاگرد كلاس اول یا دوم محاسبات ریاضی را انجام دهد و در حد كلاس سوم یا چهارم بخواند معلوم است كه هوش متوسطی دارد و می توان او را یك كودك دچار ناتوانی یادگیری در ریاضیات در نظر گرفت.

- خطاهای كودك را در محاسبات ریاضی و استدلال معین كنید:

قدم بعدی عبارت است از مطالعه عملكرد كودك در تكالیف ریاضی برای این منظور مفید است انواع خطاهایی كه كودك مرتكب می شود و روش هایی كه برای حل و محاسبة مسائل ریاضیات به كار می برد معین و مشخص شود.

خطاها را می توان از طریق فنون غیررسمی از قبیل تجزیه و تحلیل خطاها در تكالیف ریاضی نوشتن، كار روی تخته سیاه سئوالات شفاهی، مشاهدة معلم، استفاده از فهرست بررسی رفتاری و آزمون های معلم ساخته، معین كرد.

- عوامل دخیل را تعیین كنید:

زبان: زبان با پیشرفت تحصیلی در مفاهیم حسابی، عملیات حسابی ارتباط دارد كودكان باید یك خزانة لغت عددی برای خود ایجاد كرده و تكامل بخشند تا بتوانند مفاهیم اندازه، زمان، عدد و نگهداری ذهنی را بفهمند و مورد استفاده قرار دهند.

كودكانی كه مشكلاتی در حافظة شنوایی و بینایی خود دارند برای به خاطر آوردن آنچه دیده یا شنیده اند مشكل دارند.

توجه: رفتار توجهی می تواند توسط وقایعی كه در محیط زندگی كودك رخ می دهد با شرایط و موقعیت جسمی او دچار اختلال شود.

در بعضی موارد، مشكلات حافظه می توانند به یك وجه حسی خاص، یك نوع تكلیف ویژه یا شرایطی باشند كه قبلاً رخ داده، در حال رخ دادن، و یا بلافاصله پس از رفتار بی توجهی رخ خواهد دا

شكست در تمركز توجه می تواند باعث اختلال در یادگیری مفاهیم و مهارتهای حسابی شود.

 

 

 

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

حافظه دیداری وشنیداری یعنی چه ؟

ناتوانی یادگیری اختلال در یك یا چند فرایند روانی پایه است كه به درك یا استفاده از زبان شفاهی یا كتبی مربوط می شود و می تواند به شكل ناتوانی كامل در گوش كردن، فكر كردن، صحبت كردن، خواندن، نوشتن ، هجی كردن و یا انجام محاسبه های ریاضی ظاهر شود. البته شرایطی خاص همچون معلولیت های ادراكی، آسیب دیدگی های مغزی و نقص جزئی در كار مغز را در بر نمی گیرد و همین طور كسانی را كه به واسطه معلولیت های دیداری - شنیداری - حركتی و یا عقب ماندگی ذهنی - محرومیت های فرهنگی - اقتصادی به مشكلات یادگیری مبتلاشده اند را نیز شامل نمی شود.
    البته باید گفت افراد مبتلابه ناتوانی یادگیری در تمام سطوح سنی و تمام پایه های كلاسی وجود دارند و تشابه آنها ناتوانی در یادگیری است.
    در یادگیری باید به نقش حافظه نیز توجه كرد،  حافظه تعاریف گوناگونی دارد كه از تمام این تعاریف این گونه می توان چنین نتیجه گرفت كه حافظه نوعی فعالیت ذهنی است كه به ما امكان می دهد حالات خودآگاهی از قبیل لذات، دردها، خواسته ها، تمایلات، احساسات ، اندیشه ها ، قضاوتها و دریافت های حسی را حفظ كرده و آنها را دوباره در ذهن خویش بازیابیم. یادگیری بدون حافظه ممكن نخواهد شد. این كه می توانیم بخوانیم، بنویسیم، حساب كنیم همه نشانه هایی از اهمیت حافظه است. 
    در تقسیم بندی حافظه هم باید گفت سه نوع حافظه وجود دارد. حافظه حسی، حافظه كوتاه مدت و حافظه بلندمدت.
    متخصصان آموزش و پرورش از دیدگاه خود حافظه را این گونه تقسیم بندی می كنند.
    ۱- حافظه بازشناسی: به شناختن موضوع فعلی از موضوعی كه قبلاً مطالعه و یا تجربه شده است حافظه بازشناسی می گویند مثل سؤالات چندگزینه ای.
    ۲- حافظه یادآوری: این حافظه دشوارتر از حافظه بازشناسی است كه با استفاده از تجربیات گذشته و در غیاب آن تجربیات بتوان شناسایی و بازسازی را انجام داد. مثل به خاطر آوردن افرادی كه در مجلس عروسی یا جشن تولد شركت كرده بودند.
    ۳- حافظه خلاق: توانایی حل مسائلی كه فرد قبلاً آن را نیاموخته است.
    ۴- حافظه حركتی: ذخیره سازی و بازسازی الگوها و یا زنجیره های حركتی را می گویند.
    ۵- حافظه دیداری: توانایی یادآوری مطالب و چیزهایی را كه فرد قبلاً دیده است را می گویند و رایج ترین نوع حافظه است. این حافظه برای انجام تكالیف، جور كردن از راه دیدن، كپی كردن اشكال، محاسبه مسائل ریاضی، یادگیری طرز استفاده از وسایل و بازی ها بسیار مهم است. از این رو كودكانی كه در زمینه حافظه دیداری دارای مشكل هستند نمی توانند كلمات با صدای یكسان و شكل متفاوت را صحیح بنویسند. با این كه هیچ مشكلی در بینایی خود ندارند، ولی در یادآوری و بازشناسی حروف الفبا ، اعداد، اشكال، مسائل ریاضی و... دچار ضعف هستند. به طور مثال نمی دانند كلمه صحبت را با كدام (ص-ث- س) بنویسند. 
    ۶- حافظه شنیداری: به تنهایی ذخیره سازی و بازخوانی چیزهایی كه فرد می شنود، گفته می شود. با این كه دانش آموزان دارای ضعف در حافظه شنیداری از حس شنوایی سالمی بهره مندند، اما در دیكته كلمات را جا می اندازند، یا برخی صداها را جا می اندازند، در تشخیص صداهایی كه قبلاً شنیده اند، تطبیق معانی با لغات و یا نام اعداد، یادگیری نام اشیا، اعمال و مفاهیم ریاضی، دنبال كردن دستورالعمل ها، زبان شفاهی بیانی و پاسخ گویی به سؤالات یا رویدادهای متوالی دچار ضعفند.
    لازم به ذكر است كه نباید تصور شود كه در ذهن انسان، هر حافظه به وسیله دیواره ای از دیگری جدا شده است، بلكه در نهایت پردازش اطلاعات و پاسخ فرد به محركها تنها چند ثانیه و یا كمتر صورت می گیرد و هر كدام از حافظه ها با یكدیگر یكپارچگی و همبستگی دارند.
    از آن جایی كه یكی از مباحث مهم در پائین بودن نمرات درسی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری بحث حافظه و بویژه حافظه دیداری- شنیداری است و این مشكلات به خاطر تفاوت ناشی از توانایی متفاوت آنها در حافظه است، می توان راهكارها و تمریناتی را برای تقویت حافظه دیداری و حافظه شنیداری انجام داد. اما قبل از شروع هر تمرین لازم است فراخنای حافظه هر دانش آموز مشخص شود.
    آزمایش فراخنای حافظه
    قبل از شروع هر تمرین برای تقویت حافظه باید ظرفیت حافظه هر دانش آموز مشخص شده و سپس تمرینات مطابق با ظرفیت حافظه و سن دانش آموز ارائه گردد.
    سنجش ظرفیت حافظه دیداری
    بدین منظور می توان اشكال هندسی، تصاویر، كلمات و اعداد را روی كارتی نوشته و به كودك نشان دهیم و به ازای هر شكل یا كلمه یك ثانیه وقت در نظر بگیریم، سپس كارت را برداریم، دانش آموز باید هر چیزی را كه دیده است به تصویر درآورد یا بیان كند و این گونه مشخص می شود كه چه تعداد از ماده ها (شكل،كلمه، عدد، تصویر) را به خاطر سپرده است. برای شروع از ۳ ماده استفاده می كنیم مثلاً كارتی را كه ۳ كلمه روی آن نوشته شده است به مدت ۳ ثانیه به كودك نشان می دهیم یا ۳كارت كه روی هر كدام یك كلمه آشنا نوشته شده است هركدام به مدت یك ثانیه به كودك نشان می دهیم اگر بعد از حذف كارتهاكودك توانست ۳ كلمه را به ترتیبی كه دیده شد به خاطر بسپارد ، كارتی با ۴ كلمه را آزمایش می كنیم. اگر از ۳ كلمه ۲ كلمه را به خاطر سپرد مشخص می شود كه هنوز به حافظه ۳ ماده نرسیده است و در ۲ ماده تثبیت شده است و ما باید تمرینات را با ۲ واحد آغاز نماییم. قابل ذكر است كه ترتیب كلمات نشان دهنده توالی دیداری است.
    سنجش ظرفیت حافظه شنیداری
    می توان چندعدد را برای كودك بخوانیم و از او بخواهیم خوب گوش دهد و از او بخواهیم بعد از اینكه عددها خوانده شد بلافاصله همان عددها را به ترتیبی كه خوانده شد، تكرار كند. (عددها باید به صورت واضح و به فاصله یك ثانیه از یكدیگر برای كودك خوانده شود)‎/ ترتیب گفتن اعداد نشان دهنده توالی شنیداری است. 
    برای تقویت حافظه دیداری قبل از هرچیز باید حافظه اشیاء را در كودكان تقویت كنیم و همواره آن را فعال و متحرك نگه داریم. حتی در زمانی كه حافظه كلمات یا فرمول ها در حال رشد است.
    همانطور كه اشاره شد برخی غلط های دیكته به علت ضعف در حافظه دیداری است. رونویسی درست این كلمات می تواند به دانش آموزان كمك كند، اما این كمك به سایر موارد انتقال نمی یابد. بهتر است حافظه دیداری تقویت شود تا نه تنها املای درست واژه ای كه غلط نوشته شده است؛ بلكه هر كلمه جدیدی كه از سوی كودك دیده می شود به خاطر سپرده شود.در نوشته های بعدی راهکار ها وبازی هایی جهت تقویت حافظه دیداری وشنیداری  را خواهیم نوشت .
    




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

مرکز آموزش مشکلات یادگیری شهرستان الشتردر سال تحصیلی 87-1386 تاسیس گردید. تعداد پرسنل آن هفت نفر(یک نفر مدیر،پنج نفرکارشناس و یک نفر مستخدم) می باشد.
از نظر موقعیت جغرافیایی این مرکز  هم اکنون در بلوار شهید مطهری جنب دبیرستان امام خمینی(ره) می باشد.
حیطه هایی که این مرکز ارائه خدمت می کند شامل موارد ذیل است
  1. اختلال دیکته نویسی یا نارسانویسی disgraphia 
  2. اختلال در خواندن یا نارساخوانی dislexia 
  3. اختلال در ریاضیات discalculia 
  4. اختلال در درک مطلب 
مدارسی که این مرکز به آن ها خدمات ارائه می نماید شامل کلیه مدارس مقطع ابتدایی سطح شهر الشتر وچندین مدرسه از روستاهای همجوار شهر الشتر بخصوص مدرسه طوبی فیروزآباد می باشد.
هر مربی در طول روز به سه الی چهار دانش آموز ودر طول هفته به 16الی18 دانش آموز خدمات ارائه می نماید،در مجموع تعداد دانش آموزان این مرکز 80الی 90 نفر از پایه های اول تا ششم ابتدایی می باشد .
آزمون ها وتست هایی که در این مرکز از دانش آموزان بعمل می آید با توجه به پایه ونوع مشکل دانش آموز متغیر وشامل تست هوشی وکسلر،تست هوشی استنفوردبینه،تست ریون،آزمون شنیداری-بیانی،آزمون وپمن،آزمون بندرگشتالت،آزمون گودیناف،آزمون غلبه طرفی،آزمون کی مت،آزمون رشدزبان،آزمون های پیشرفت تحصیلی غیررسمی معلم ساخته،آزمون های تحولی و... همچنین مصاحبه بالینی وپرسشنامه تخصصی می باشد. 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : تیمور چراغی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :